المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
313
التنبيه والإشراف ( فارسي )
ابن معاويه از او سخت بيمناك شد و بگريخت و از تنگهء ما بين افريقيه و اندلس كه از درياى اقيانوس محيط بدرياى رومى ميرسد گذر كرد و باندلس رسيد كه حاكم آنجا يوسف بن عبد الرحمن فهرى بود . چون از تعصب ميان يمانيان و نزاريان كه در اندلس بودند حوادث بزرگ زاده و سالها دوام داشته بود عبد الرحمن بطمع تسلط بر آنجا افتاد و با يمانيان مكاتبه كرد و آنها را بسوى خويش خواند و بدر آزاد شدهء خويش را سوى آنها فرستاد . آنها نيز تبعيت كردند و باطاعتش شتافتند و از آمدنش خرسند شدند . يوسف بن عبد الرحمن فهرى از كار وى خبر يافت و با نزاريان و ديگر ياران خود بمقابلهء او شتافت و جنگى سخت كردند كه يوسف بن عبد الرحمن شكست خورد و يارانش به سختى كشتار شدند و اين بسال صد و سى و نهم بود . آنگاه عبد الرحمن بر ديار اندلس استيلا يافت كه ناحيهاى معتبر و مملكتى بزرگ است و وسعت آن چهل روز در چهل روز راه است و شهرهاى بسيار و آباديهاى پيوسته دارد و شمشير در مخالفان نهاد و كارش استقرار يافت و همه باطاعتش آمدند و تاكنون در اندلس بنام هيچيك از بنى عباس خطبه نخواندهاند . به همين جهت اين باب را بنام ملوك آنجا اختصاص داديم كه براى بنى اميه مملكتى جداگانه بود كه تاكنون بپاست و تغيير و تبديل نيافته است . عبد الرحمن سى و سه سال و چهار ماه بر اندلس حكومت كرد و در غرهء جمادى - الاول سال صد و هفتاد و دوم وفات يافت . پس از او پسرش هشام بن عبد الرحمن بن معاويه هفت سال و نه ماه حكومت كرد و در صفر سال صد و هشتادم وفات يافت . پس از او پسرش حكم بن هشام بن عبد الرحمن بيست و هفت سال و يك ماه و بيست و پنج روز حكومت كرد و سه روز مانده از ذىحجهء سال دويست و ششم وفات يافت . پس از او پسرش عبد الرحمن بن حكم بن هشام سى و دو سال و چهار ماه حكومت كرد و در